مدح و ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
امشب شب شکـفـتن گلهای باور است امـشـب شـب تـجـلـی انـوار داور است پـرواز کن به سـامـره با بالهای شوق تا بنگـری نسـیم سحـر روحپرور است درآن بهشت حُسن به چشمان خود ببین نخـل بـلند عـدل و شرافـت تـناور است آن گـلـشـن امـید چه زیـبا و دیـدنیست اوصـاف این بـهـشتِ تـمنا شـنیدنیست ای طـبع نکـتهسـنج! دوباره سخـن بگو از نـور، از سـپـیده، کلامی به من بگو لب باز کـن چو بـلـبل عـاشق برای من از بـاغـبان و غـنـچـۀ یـاس چـمن بگـو امـشب برای عـرض ارادت برآن امام با اشک شـوق نغـمـۀ یابن الحـسن بگو امشب شب ولادت موعـود خلقت است امشب شب تجـلی طاووس جـنّـت است در دست عـسکری گل باغ جـنان بـبین گـنـجـیـنـۀ الـهـی و راز نــهــان بـبـیـن در دسـت یـــادگــار تــمــامـی انــبــیــا مـنـشـور آسـمـانی عـدل و امـان بـبـین آگــاهــی و کــمــال امــامــان نــور را در جـلـوه و جـلال امــام زمـان بـبـیـن عـطـر بـهـشـتـی گـل مـوعـود میرسد با او بـشـر به خـالـق مـعـبـود میرسـد آمـد که نـور بـر دل اهـل جـهــان دهـد بـرایـن کـویـر رونـق بـاغ جـنـان دهـد آمـد کـه بـا تـبـلـور ایـمـان و مـعـرفـت برجان صفا ببخـشد و دل را تکان دهد آمد که با ظـهـور قـیـامـت نـشـان خـود یک جـلـوه از قـیامت کـبری نشان دهد آمد که آسـمـان و زمـین با صـفـا شـود دلهـا جـلا بـگـیرد و پُـر از خـدا شـود ایـمـان حـقـیـقـتـیست که دارد نهـاد او اخـلاص جـلـوهایست ز نـور نـمـاد او روز ظـهـور چـهـرۀ آن مـاهِ هــاشـمـی نــصـرُمِـن للَه سـت شـکــوه جــهــاد او ما مـدعـی که مـنـتـظـر او نـشـسـتـهایم امــا نــبــودهایــم هــمـیـشـه بـه یــاد او بـر وصـل آن امــام اگـر مــایـلــیـم مـا یـادش عـبـادت است، چرا غـافـلـیم ما؟ خـورشـیـد منـجـلـیست امـام زمـان ما بـر شـیـعـیـان ولـیست امـام زمـان مـا روشنتـرین سپـیـدۀ صبح ظهـور نـور آئـیـنـهای جــلــیسـت امــام زمــان مـا سـوگـنـد بـرعـلـی و بـه زهـرا و آل او تـنـهـاتـر از عـلـیسـت امـام زمـان مـا تـنهـاتر از همیشه چرا مـانـده آن امام؟ ای وای بر من و تو و این رسم و این مرام دردست اوست در همه عالم، زمام عصر در پیش اوست دانش و علم تمام عصر رحمت از این وجود مقـدس به ما رسد باشد از این وجود، قـوام و دوام عصر چل روز هرسحر تو به ذکر دعای عهد پـیـمـان بـبـنـد بار دگر با امـام عـصـر عهد وفا «وفایی» از این پس چنین ببند این رشته را به دامن حـبل المتـین ببند |